شعر زلال

تولد و انتشار موفق سبک زلال بر دنیای ادبیات مبارک باد

عاشقانه - عارفانه - اجتماعی
نویسنده : محمد رضا - ساعت ٦:٥٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ آبان ۱۳۸٩

                               زلال عاشقانه

 

سرکار خانم گیتا تاجبخش

 

 

من را بنده کن ( زلال عروضی قافیه دار )

 

عاشقترم کن، خنده کن

بـا خنـده هــای نــاز، مـن را بنـده کن

در خنده هـایت دیـــده ام صـدهــا امیـــــــد و آرزو

من را چو خود در عاشقی فرخنده کن

کبـر مــرا شرمنـده کن

 

 

 

 

 

 

                               زلال عارفانه

جناب مهدی گوران اوریمی

 

 

کفی بالله...(زلال پیوسته قافیه دار)


زبـان را،دیـــده ی تــر را
از اول تــا بـه آخـر حـرف در سـر را
فـدای یـک نـگاه گـرم بی منـّت سـوا کــردم
چه شدآن دل همان ایمان بر تر را
چه شد محبوب در بر را

چه شدشرم ازخدای من؟!
چه شد فریاد در کام و نوای من؟!
صـدای گــریـه هـای گرم خود در آن بیابان را
فدای یک خطایش کرده وای من
همه آن هـای هـای مـن

کجـا اینـگونــه بی ایـمـان
کدامین هدیـه را مغرور گشتی هان؟!
از اول هم دلیـل گریـه های مـن همیـن بـوده
چو لختی بگذرد عمری در این زندان
دلی را نیست حرفی زان

خدای خوب ،یزدان را
دل پُـر درد و ســــوزان یـتـیـمان را
نگـاه شــرمسار یک پـدر از چشم فـرزنـدش
شمارا چیست ما را درد نسیان را
بنوشان جام ایمان را

صـدا کـن واژه هــا امشب
دلـم در سـوز دیـروز و زبـان در تب
بسوزانـد اگـــر کـردار بـد خــوی دژم دردم
خدا را شکر از روزی که زاید شب
همان روز و همین امشب

همین دستان بد کردار
همیـن چشمان هـرز و نابـکار اینبار
تو را بر دل تو را بر دیده مشقی آتشین سازد
به مشقت با قسم گویم تو را دادار!
کـفـی بـالله... انّ الدار

 

 

 

                               زلال اجتماعی

جناب دادا بیلوردی

 

 

 

 

قامت زرد شکست

 

(زلال عروضی پیوسته قافیه دار)

 

 

کودکـی عـود خـریـد

گوئیــا  بر خود  هرچه بود خـریـد

آنچنان گشت دریـن عـالمه خوشحال کـه گفت:

می توان عشق را به دود خـرید

«مُرغ» داوود خرید...

 

داستـان ابری هست

چشم  حـق بیـن  را  زمانـه که بست

سالـهـا رفت  هَـوس  بــر  خـریـد  «مُـر»  انـداخت

بعـد شیـشه بـه جـای پیـپ نشست

قامت زرد شکست 

 

 

دوری کنید از مواد مخدر خانمانسوز - اعتیاد بد است - سیگار هم  بد است

 

عود(عود هندی)=چوبی قهوه ای رنگ و خوشبو که چون بسوزانند

بوی خوش بدهد.

 

مُر( mor )=سیگاری قهوه ای رنگ و خوشبو که چون بسوزانند

و استفاده کنند طعم و بوی خوش بدهد!

 

پیپ( pipe )=نوعی چپق که معمولاً امروزه در تدخینهای معطر تشریفاتی

کاربرد  دارد.

 

شیشه=از خطرناکترین موادّ مخدّر که از توصیفش معذورم. 

 

 

 

 

 

توجّه :

 

 

نقد و بررسی زلال جناب گوران به قلم استاد دادا بیلوردی:

 

کلیک: http://www.shereno.com/news2.php?id=9812

 

 

 

 

 

چند خبر اختصاصی :

 

 

۱- اولین کتاب زلال بزودی زیر چاپ رفته

و در بازار جهانی دستان عاشق را خواهد بوسید.

 

۲- دیوانی اختصاصی از زلالهای شاعران جهان جهت چاپ

تنظیم می شود. زلالسرایان عزیز ضمن شرکت در فراخوان بزرگ زلال

چند مورد از بهترین زلالهایشان را بر ما ارسال فرمایند.

 

۳- زلال های جناب دادا با صدای خودشان ضبط و نگهداری می شود.

 

 

 

توجه!

 

خواهشمند است جهت ارسال نظر 

تشریف آورید بر آدرس زیر

کلیک:

 http://sherezolal100.blogfa.com 


comment نظرات ()