دو زلال از آقای صلاحی و آقای سالک

 

 

 

زلالی اجتماعی از آقای یزدان صلاحی 

غروب واژه

( زلال عروضی پیوسته قافیه دار )

 

 


دوباره اول راه

سکوت ما ، دوباره رنگ سیاه

دوباره حسرت اندوه فرصتی جاوید

حضور غم ، نفیر و ناله و آه

بساط جرم و گناه



همیشه زجر و بلا

و چشم ما ، همیشه پر ز چرا

زبان به جرم نوشتن ، گلوله می بلعد

نصیب ما ، سکوت و مرگ صدا

شروع فاصله ها



شروع تازه ی درد

نگاه ما ، چه بی اراده و سرد

کسی ز فصل شکفتن سخن نمیگوید

به رشد ما غروب واژه چه کرد

نمانده تاب نبرد ؟!



ولی نمرده هنوز

صدای ما ، امید رویت روز

دوباره از دل این خانه کاوه ها آیند

ز خون ما چراغ خانه بسوز

به روز دیده بدوز

 

  

 

 بنیانگذار سبک شعر زلال ( دادا بیلوردی )

  

زلالی عرفانی از آقای کریم حیدرزاده ( سالک ):

 

  بمان با من

  

( زلال عروضی پیوسته بدون قافیه )

 

 

 

 

 

صدایم کن

 

 

مـرا ای دل صدایم کن

 

 

که دارم شوق روییدن در آغـوشت

 

 

مزن بر شاخه ام رگبار محنت را چنین آخـر

 

 

ببار ای ابر شادی بخش کز ریشه درین غمخانه میسوزم

 

 

رهایــم ساز ازیـن کابوس دردآور بـه یـمن عـشقبـازی تـوی گلزاری

 

 

بـزن در بـاغ رؤیایـم قــدم ،دریــاب صـوتـی از خــزان،بـاری

 

 

نگر چون خش خش برگ درونم حال میگیرد!

 

 

سقوطم را به روح جذبه پایان بخش

 

 

به چشمم خیره شو اینک

 

 

منم ، سالک

 

 

 ***

 

 پریشانم

 

 

مرا سیراب کن با عشق

 

 

نگاهت را مگیر از تشنه ی مجنون

 

 

ز طاقت دورم و یارای برگشتن ز آتش نیست

 

 

مــرا بند همین تن بس،فـدای تو! ز دلتنگی رهایم ساز

 

 

امیــدم را مکُش هـرگز به زندان غمت بـا تیـغ هجران ملال انگیز

 

 

که شوق ذبح جان دارم به فرمانت اگر بر این طرف آیی!

 

 

مگیر از من شکوه جان سپردن پیش پایت را

 

 

مرا چون عاشقان در گیر در خود کن

 

 

کمی دلبستگی فرما

 

 

بمان با من

 

 

 

 

 

 

 

 

  

مطلب زیر از سایت جامع ادبی ایران

 

( http://beyt.ir/index.php?newsid=6011 )

 

 برداشت شده است :

 

 

 

نقد و بررسی اثر «غروب واژه» از آقای یزدان صلاحی

شعری که نقد وبررسی آن مورد توجّه دوستان قرار میگیرد اثر «غروب واژه»

می باشد که در سبک زلال توسط آقای یزدان صلاحی سروده شده است.



شاید بسیاری از دوستان با شنیدن کلمه ی « زلال » مشتاق بر کاوش و تشریح

آن بوده و سئوالهای متعددی از ذهنشان در این خصوص خطور بنماید .

عرض شود: « زلال » قالب گسترده ای در عرصه شعر است که به نظم کشیدن

سخن در چنین قالبی ، دقّت و زحمت و بسی حوصله می طلبد . اگر دوستان

عزیز به توضیحات « سبک زلال » در عالم اینترنت توجّه فرمایند ،خواهند دید

که شعر نوشتن ، علی الخصوص در نوع عروضی این قالب ، از عهده ی هر

شاعری نمی آید و برای آن کسی هم که از زحمت فرار می کند چندان آسان

نیست. در هر حال شاعران قدرتمندی هم چون آقای یزدان صلاحی ظهور

می کنند که راضی هستند به هر زحمتی که شده گوهرشان را بساییده و

اثری ماندگار بر سینه ی ادبیات جهان بنشانند که در اینصورت تابلویی از

استعداد و استادی یک زلالسرا ، خودبخود به نمایش عموم در می آید و در

ذهنهای خلّاق مورد احترام واقع می شود .


زلالی که آقای یزدان صلاحی زحمت آن را کشیده و خلق نموده اند ، زلالی

اجتماعی و از نوع عروضی پیوسته ی قافیه دار می باشد .

شعر را از دو جهت مورد ارزیابی قرار خواهیم داد:

یکی ارزیابی بیرونی که مربوط به قوانین زلال بوده و دیگری ارزیابی درونی که

مربوط بر مفهوم و ارتباط میباشد. در ارزیابی بیرونی، قالب شعر مورد بررسی

قرار میگیرد تا ببینیم آیا دقّت در رعایت اصول تا چه حد بوده است . بنده اینجا

سعی خواهم کرد به طور شفاف حرف بزنم برای اینکه شعری که زلال شد

بایستی نقدش نیز زلال باشد. تلاشی مو شکافانه می طلبد که در زلالسرایی

هم دقت در رعایت قالب باشد و هم جان و عصاره کلام در چنین قالبی گنجانیده

شود واقعاً مهارت میخواهد که نشانی از این مهارت را در زلال فوق درمی یابم

و بر شاعر هنرمندش تبریک و دست مریزاد عرض مینمایم.

ابتدا شعر را مرور می کنیم:


غروب واژه ( زلال عروضی پیوسته قافیه دار )


دوباره اول راه

سکوت ما ، دوباره رنگ سیاه

دوباره حسرت اندوه فرصتی جاوید

حضور غم ، نفیر و ناله و آه

بساط جرم و گناه



همیشه زجر و بلا

و چشم ما ، همیشه پر ز چرا

زبان به جرم نوشتن ، گلوله می بلعد

نصیب ما ، سکوت و مرگ صدا

شروع فاصله ها



شروع تازه ی درد

نگاه ما ، چه بی اراده و سرد

کسی ز فصل شکفتن سخن نمیگوید

به رشد ما غروب واژه چه کرد

نمانده تاب نبرد ؟!



ولی نمرده هنوز

صدای ما ، امید رویت روز

دوباره از دل این خانه کاوه ها آیند

ز خون ما چراغ خانه بسوز

به روز دیده بدوز


شعر را خواندیم . روان و شفاف و تاثیر برانگیز جلوه میکند و من بدون اغراق

عرض می دارم که این شعر از نوع آثار ماندگار است و در طول تاریخ ادبیات

مورد توجّه نسل آینده قرار خواهد گرفت. حالا برگردیم به اصل موضوع:

بررسی ساختار قالبی شعر :

 


2- دوباره اول راه ( 3 ضرباهنگ )

1- سکوت ما ، دوباره رنگ سیاه ( 5 ض )

+- دوباره حسرت اندوه فرصتی جاوید ( 7 ض )

1- حضور غم ، نفیر و ناله و آه ( 5 ض )

2- بساط جرم و گناه ( 3 ض )


* * *

2- همیشه زجر و بلا ( 3 ض )

1- و چشم ما ، همیشه پر ز چرا ( 5 ض )

+- زبان به جرم نوشتن ، گلوله می بلعد ( 7 ض )

1- نصیب ما ، سکوت و مرگ صدا ( 5 ض )

2- شروع فاصله ها ( 3 ض )


* * *

2- شروع تازه ی درد ( 3 ض )

1- نگاه ما ، چه بی اراده و سرد ( 5 ض )

+- کسی ز فصل شکفتن سخن نمیگوید ( 7 ض )

1- به رشد ما غروب واژه چه کرد ( 5 ض )

2- نمانده تاب نبرد ؟! ( 3 ض )


* * *


2- ولی نمرده هنوز ( 3 ض )

1- صدای ما ، امید رویت روز ( 5 ض )

+- دوباره از دل این خانه کاوه ها آیند ( 7 ض )

1- ز خون ما چراغ خانه بسوز ( 5 ض )

2- به روز دیده بدوز ( 3 ض )


نوع ساختار نظم شعر : عروضی

فرم ضرباهنگ : ( 3-5-7-5-3 )

تعداد ضرباهنگ بین دو سطر : 2

تعداد کل سطور هر زلال: 5


سطور مادر (+):

+- دوباره حسرت اندوه فرصتی جاوید ( 7 ض )

+- زبان به جرم نوشتن ، گلوله می بلعد ( 7 ض )

+- کسی ز فصل شکفتن سخن نمیگوید ( 7 ض )

+- دوباره از دل این خانه کاوه ها آیند ( 7 ض )


هرکدام از سطرها ی مادر دارای 7ضرباهنگ و با طول وزن موسیقیائی مساوی

با همدیگر و هم ریتم و هماهنگ با سطور قرینه می باشند.


سطور قرینه (1):

سکوت ما ، دوباره رنگ سیاه ( 5 ض )

حضور غم ، نفیر و ناله و آه ( 5 ض )

و چشم ما ، همیشه پر ز چرا ( 5 ض )

نصیب ما ، سکوت و مرگ صدا ( 5 ض )

نگاه ما ، چه بی اراده و سرد ( 5 ض )

به رشد ما غروب واژه چه کرد ( 5 ض )

صدای ما ، امید رویت روز ( 5 ض )

ز خون ما چراغ خانه بسوز ( 5 ض )


هر کدام از سطرها دارای 5 ضرباهنگ و با طول وزن مساوی با همدیگر و در

یک ریتم موسیقیائی .


سطور قرینه (2):

دوباره اول راه ( 3 ض )

بساط جرم و گناه ( 3 ض )

همیشه زجر و بلا ( 3 ض )

شروع فاصله ها ( 3 ض )

شروع تازه ی درد ( 3 ض )

نمانده تاب نبرد ؟! ( 3 ض )

ولی نمرده هنوز ( 3 ض )

به روز دیده بدوز ( 3 ض )


هر کدام از سطرها دارای 3 ضرباهنگ و با طول وزن مساوی با همدیگر و در

یک ریتم موسیقیائی .



نتیجه: شعر فوق طبق قانون کلّی زلال از نوع شعرهای زلال عروضی پیوسته ی

قافیه دار می باشد .



نقد درونی شعر:


این زلال از لحاظ قالب ، هیچگونه ایرادی ندارد و اصول زلال با دقت و ظرافتی

استادانه رعایت شده است . جا دارد که از این بابت ، احسن گفته شود بر

استعداد جناب صلاحی عزیز.


و اما از همه مهمتر اینکه ببینیم در مایه ی شعر چه خبر است ؟!

کنجکاویم بدانیم این زلال اجتماعی چه پیام و درسی برای ما دارد ؟!

آنطوری که من با دقّت دیدم ،گوهر واژه ها نه از روی شانس و اجبار ، بلکه از

روی حساب و کتاب چیده شده است و در اتصال و تصویر طولی شعر ، نوعی

پارادوکس هم مشاهده می گردد .

آنکه برای ما مهم است پیام زلال است، البته اینکه نسل نو از ما چه می خواهد

نیز مدّ نظر است . حیفم می آید که معرفی نکنم مقاله ی خودم در خصوص

(زبان نو و ساختار شکنی در شعر) را که مفصّل در آنجا درد دلهای زمان حال

را دارم و توصیه میکنم دوستان بخصوص قسمت (نسل نو از ما چه می خواهد)

را بدقّت مطالعه فرمایند.


زلال، علاوه اینکه در آهنگین بودنش لذّت خاصّ موسیقیائی بی نظیری را بر

مخاطب می بخشد باید از لحاظ محتوا نیز «یک» باشد . هرچند که گاهی آدم

ضعف تکنیک را در طول شعر فوق مشاهده میکند اما خوشبختانه ارتباط طولی

شعر محکم و برقرار نمایان شده است و دارای استخوان بندی ماهرانه ای

می باشد.


در این شعر ،تصاویر خیالی بطوری چیده شده است که گویا خواننده را یکدفعه

می میراند و دوباره از مرگ حاصل از نا امیدی نجاتش می دهد :


دوباره اول راه

سکوت ما ، دوباره رنگ سیاه

دوباره حسرت اندوه فرصتی جاوید

حضور غم ، نفیر و ناله و آه

بساط جرم و گناه


با این زلال ،حال مخاطب در همان ابتدای ارتباط گرفته می شود که این هم

میتواند حسن باشد هم عیب.

حسن از این جهت که ناخودآگاه به مخاطب یک هشدارهایی داده می شود

بر اینکه خودش را برای شنیدن اتفاقی آماده کند . و عیب از این جهت که آدم

را بطور شدید به حزن و عذاب نفس می اندازد !


انتخاب قافیه ها بجاست و استعاره های خوبی چون بساط جرم ، حضور غم ،

شعریت
/ 107 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مازندرانی

[گل] منتظرم به پست جدید

میسا

سلام دوست عزیز وب زیبایی داری ممنون که به من سر زدی خوشبختم از آشنایی تون ماهتون عسل یا حق

سید مهدی موسوی

مرسی ممنونم از لطف بسیارت استفاده کردم و حتما به دوستان نیز خبررسانی جشن جهانی را خواهم کرد...

طاهره

درود بر شما هر دو زلال عالی هستند[گل]

فکری

سلام دوستم دیده نمیشی؟!!!!

فکری

این هم گل به سبک زلال: [گل] [گل][گل] [گل][گل][گل] [گل][گل] [گل]

نسرین

سلام واقعا قشنگه به وب جدیدم سر بزنید مطالب رو که خوندم دلم هوای شعر گفتن رو کرد عالی

سوفی

سلام شعرزيبايي بود ممنون

سوفی

شعر زيبايي بود تشكر