قوانین شعر زلال - تدریس کامل سبک زلال

 

 

ظهور زلال

 

 

به  نام  خدا

خداوند   شاه   و   گدا

عزیزی  که  جان  مر ا  خلق  کرد.

توکّل   دریـن   ابـتـدا

بدان  مقتدا

 

 

 

مقدّمه 

با سلام و احترام

چنانچه  مستحضر هستید ، زمان درازی است اوزان عروضی به نحو  یکسان و تکراری و  همچنین  قالب ها  چه در سبک گذشته ی  مرسوم ( غزل ، مثنوی ، رباعی ، قصیده ، دوبیتی ، چهارپاره  ... ) و چه در  روش نا منظم نیمایی  ، به طور مرتّب پیش می روند و پوست اندازی و تغییر قیافه و ساختارشکنی اصولی و اساسی  در  این  خصوص  صورت نگرفته است و از یک سو  هم  ساختارهای بدون دیوار و  نظمهایی در نهایت بی نظمی  به نام شعر سپید و نثرواره  از رِیل و مدار خارج می شوند. لذا بر خود وظیفه دانستم  که قالبی تازه  با اصول و تعریفی  علمی  در عالم شعر داشته باشم  تا  کلیدی باشد بر آنهایی که دلشان می خواهد کمی  از  آسوده خواهی و  بی حالی  بیرون جسته و جوهره ی احساس  و  پیامشان را در نظم و قالبی جدید نیز  بطور استادانه  به عرصه ی  ظهور و عمل برسانند.

بنابر این  با نهایت احترام و ادب  و ضمن کسب اجازه از پیشکسوتان و اساتید معزّز ادبیّات ، در زیر سایه ی  عنایت خدا ، این قالب را  با نام خاص خود و با تعریفات علمی و توضیحات  مفصّل فنونش  ، به خدمت  بزرگواران و اهل دل و شاعران عزیز تقدیم می دارم . 

قالبی که جدیدا ً  با نام  ( زلال )  به صف  قالبهای  تعریف شده ی علمی ( غزل – مثنوی – رباعی - ... ) اضافه  می شود ، کاملا ً  علمی و تخصصی است ، لذا  عزیزانی که در  قالب غزل و در روش نیمایی استاد هستند می توانند در این قالب جدید نیز موفّق باشند .

همچنین عزیزانی هم که در شعر سپید و آزاد مهارت دارند در  نوع دیگر این قالب ( که تعریف و توضیح  داده شده است )  پیروز خواهند شد .

در این قالب شاعرانی خواهند توانست  بدرخشند که در موسیقی شعر  و اوزان عروضی و علم هجا و قافیه مسلّط باشند . بنابراین به خاطر داشته باشید که این قالب جدید ، ساختمانی است نوین و بی نظیر  و تک و  با استخوان بندی و نظمی پیشرفته تر  که  ظهورش را  بر علاقمندان فن شعر  تبریک عرض می کنم.

لازم به توجّه و یاد آوری است که اینجانب  هیچ سبک و  قالبی را در شعر فارسی ، تمام شده نمی دانم و هر قالب و سلیقه ای ، از  غزل و مثنوی و رباعی و... گرفته تا روش  نیمائی و  سپهری و  سپید و آزاد و...  ، همه محترمند . لیکن  ظهور ‌« زلال » به  مثابه ی  افزایش تنوّع می باشد .

توصیه :

از چهل روز پیش که آگهی و اطلاع  رسانی  ظهور زلال در سایت های  ادبی شروع شده بود ، بسیاری از عزیزان  کنجکاوانه در انتظار  بسر می بردند و  اینجانب حقیر را با ابراز محبّت ، شرمنده ی  ادبشان  می کردند . خدا را شکر که در سلامت ماندیم و دوران تکامل زلال به سر رسید ، من امروز  دوّم  بهمن ماه سال یکهزار و سیصد و  هشتاد و هشت هجری شمسی ،این نوزاد تازه تولّد یافته را به یاری خدای عالم و عالمیان و در سایه دعای شما عزیزان ، در صحّت تمام  به آغوش گرم  جهان  ادبیّات  تحویل دادم .می بینید که اعضایش  صحیح و سالم است ولی تربیت کاملش در دست من نیست. اگر دست و رویش کمی کثیف به نظر آید مرا ببخشید . حتما سلیقه ام بدون اشکال نیست . و ایرادهای زیادی در توضیح رفتار دارم  ، بنابر این ، بعنوان عضو کوچکی از اهل قلم ، خاشعانه و عاجزانه  دست تمنّا بر پیشگاه شریف دانشمندان و اساتید و دوستان معزّز  دراز  می کنم و رخصت و یاری می طلبم  که این ثمره را از بروز هرگونه جراحت  احتمالی و  عواقب ناشی از بی سلیقه گی و نادانی خادم حقیرشان در امان نگهدارند .

این نوزاد نوپا تا بزرگ شود و راه برود  در کوچه های خطرناکی به زمین خواهد خورد . اگر قرار باشد هرکسی لگدی بیرحمانه برایش بزند ، نفسی زنده نمی ماند . پس در این خصوص ، دستگیری و همّت بزرگواران کارساز خواهد بود .

همچنین با عنایت بر اینکه استمرار  رسالت  شاعری در زمان حسّاسی قرار گرفته است ، خواهشمندم  از داخل کردن امواج گِــل آلود سیاسی پرهیز نموده  و  در صورت مشاهده ی  زخم  حاصل از  بی سلیقه گی ها  و  کم دانی ها و برداشتهای  شتابزده و سوء استفاده ، تنها به درمان و اصلاحش فکر  بفرمایید ! و حوصله به خرج دهید !

ضمناً از دوستان بزرگوار  استدعا دارم که برای نوشتن زلال عجله نکنند ، تعاریف و بررسی ها را  چندین بار به دقت مطالعه نموده  سپس  اقدام بر آفرینش انواع زلال فرمایند . لازم به یاد آوری است که  اینجانب  زلال هایم را  تا  مدّتی در سایت ها  توأم  با  تشریح و بررسی ، ارسال و پست خواهم کرد تا  برای یادگیری بهتر  و سریع  دوستان ، کمکی کرده باشم . اینجانب ، کسی نیستم جز منشی و نوکر  در آستانه ی حواله کننده و بدون منّت ، خاک پای همه ی شما عزیزان . باری  در زیر سایه ی  آفریدگار مهربان ، از شما نیز یاری می طلبم  و آرزوی موفّقیّت برای همدیگر دارم .

با سپاس فراوان

خادم اهل قلم

مهندس ابوالفضل عظیمی بیلوردی  ( دادا ) - ایران

دوم بهمن ماه سال یکهزارو سیصدو هشتاد و هشت هجری شمسی 

   

 

« زلال »

 

تعریف کلّی « زلال » :

 

 شعری است با طول وزن پلّه ای که بطور مساوی از کم شروع شده و در کم نیز به اتمام می رسد . این نوع شعر دارای 5 الی 11 سطر می باشد . از لحاظ وزن به طولانی ترین سطر که سطر وسطی می باشد  « سطر مادر »  و  سطرهای اطراف آن را  « سطرهای قرینه »  می گویند . زلال  دارای دو نوع  ( عروض و آزاد ) می باشد که  هرکدام برای خود  اصول و تعاریف خاصّی دارند.

 

توضیح کامل :

 

در شعر « زلال » ،  نحوه ی حرکت اوزان با صعود و نزولشان ، تصویر فتح قلّه ای را در  وزن  مصوّر مثلثی به تجسّم ذهنی رسانده و فضای هندسی  جالبی را در  عالم  خیال و معنا ، نمایان می سازد .

اوزان عروضی در این نوع شعر ، بیشتر روی آهنگ بیرونی یا  روی  نوعی حالت ریتمیک و ملودیک موسیقیایی سوار است  و بصورت  امواج ، صعود و نزول پله ای منظّم دارد .

 وزن موسیقیائی زلال ، با معلوم شدن تعداد ضرباهنگ سطر اوّل و یا کشف ریتم سطر مادر  بدست می آید.

« زلال »  بهترین  قالب منظّم  تازه بنیاد  برای ظهور تخیّل و تصویر در آغوش استعدادهای تازه به میدان رسیده است  و جلوه های عاشقانه و حسّ های عرفانی و تصاویر نادر ماورائی در این نوع شعر  در  زبانی ساده و شفّاف به اوج خود می رسد . به عبارتی ، زلال ، قالبی است بیشتر برای شورهای عاشقانه و عرفانی و ماورائی به زبانی ساده و شفّاف و پیام های اجتماعی را نیز  اغلب ، رک و پوست کنده  می گوید .

در نزول و صعود  وزن  مصوّر مثلّثی شعر زلال ، احساسهایی عمیق  می توانند  تموّج داشته باشند که اغلب حرکات آیینه گونشان از گوشه گوشه های آن نشأت گرفته  و  سحر سخن با کوتاهترین کلام  ، چون شفقی بر سر قلّه ، نمایان است .

این نوع شعر  ، زبان خاصّ خودش را دارد و با ریتم خاصّ موسیقیایی بر طبق سلیقه و ذوق شاعر ساخته می شود و دقیقاً  حرکتی منظّم  در  موج های آهنگین را همراهی میکند .  شعری  زلال  واقعی است  که  علیرغم  رعایت ریتم و فاصله ی گام به گام و اصول تعریف شده ی  خاصّ خود ، در ریتمی هماهنگ نوشته شود . هرچند که این فنّ ، استادی و   مهارت  و حوصله ی زیادی می طلبد امّا بعنوان بهترین قالب برای بروز عاطفه ها ، عروس عصر اینترنت  و  ارتباطات  فضایی می باشد . « زلال »  تحرّک می خواهد ،  چنانچه از  طرحش  پیداست  ، اندازه می خواهد . نظم می خواهد . گوشه می خواهد . برای شکار اسرار و حرفهای مگو ،  خلوتی زنده می خواهد . زلال ، دقت و ظرافت و مهارت می خواهد تا در کمترین حجم ، محکمترین یا  شیرینترین سخن را در قالبی  منظّم  و با  اصولی پیشرفته تر   به عرصه ی ظهور برساند .

اینک سلیقه ی زمان چنین اقتضاء می کند که  جوهره ی احساس و پیام در کمترین زمان و کوچکترین حجم  به مخاطب ارائه شود. لذا  در این راستا ، زلال می خواهد جان کلام  در کوچکترین  حجمی هنرمندانه ،  بصورت

شفّاف  بیان گردد.

مزِیّت  زلال  نویسی :

 

مهمّترین حسن زلال نویسی در این است که  شاعر  را  مشتاق  و  مکلّف  می کند که هنر خود را بر خلاف عادت گذشته ، در جدیدترین و پیشرفته ترین قالب  بی سابقه و بی نظیر  نیز  به  عرصه ی ظهور  رسانده و  حرف و پیامش را در قالبی حسّاس جمع و جور بکند . و سعی بر این داشته باشد که عصاره ی تصویر در کلام را به صحنه ی دید بکشد . هرچند که  این فنّ به دلیل نظم و زبان و خصوصیّات خاص خود ، تمرکز  زیادی می طلبد امّا شیرینترین تخیّل و  تصویر و  احساس را می توان در این قالب به  روحی سرزنده و ماندگار پیوند داد .  من مطمئنّم  که نسل های آینده بطور  استادانه و از روی علاقه ، در  بطن و حوالی این اندیشه  ، کار نموده و در زلال نویسی ، هنر نمایی های عاشقانه و عارفانه و ماورائی خود را به نمایش جهانی خواهند گذاشت .

« زلال » می گوید : من  از پر کردن و  بازی با کلمات خوشم نمی آید ، اگر  گوهر داری بیا جلو ! . مبادا  سر کسی را به درد بیاوری ، زحمت و هنر و ظرافت را مفت نمی فروشند ، منظّم و اصولی بگو ! ولی هنرمندانه بگو ! تا عصاره ی کلامت را به قلّه رسانی !

در « زلال »  همه نوع استعداد می تواند  میدان بگیرد ، از استعداد کلاسیکی و نیمایی و سپید و  آزاد گرفته تا  طرح های مختلف ادبی .

اما این مسئله هم  از خاطر شریفتان  نرود که  عصر ، عصر  ظهور ساختمانهایی پیشرفته با اصول و نظم مهندسی خاص است . ساختمانها خوشگل شده اند ، اتومبیل ها خوشگل شده اند ، اما  نظم  و  اصول خاص خودشان را از دست نداده اند . شما  حتّی در پیشرفته ترین نقطه ی جهان نیز  بی نظمی در طرّاحی ساختمانی را نمی توانید  ببینید . به عنوان مثال : اگر  یکی از  ستونهای برج میلاد در بیرون نگهداشته می شد و  یکصد متر بیشتر از قد متعارف  ستون ثقلی  بالا می رفت ، چه  اتفاقی در زیبایی و نظم  و استحکام  آن می افتاد ؟!

و یا اگر این ساختمانهای خوشگل  که با این تقارن زِیبا ساخته شده اند ،

دارای  گوشه هایی ناجور و یا دیوارهایی کوتاه و بلند و بدور از اندازه ( مثل بعضی شعرهای  بی سلیقه ی  سپید و نو ) بودند ، با کدام  معیار و قالب جهانی  در دانشکده های  معماری جهانی  قابل تعریف و ارائه ی طرح  می شدند؟!

قرار نیست که ما از روی تنبلی  پناه به دامن نثر نویسی بی حد و حصر ی به نام  به اصطلاح  « شعر نو » نماییم . به نظر من باید شعر ، علاوه از جوهریّت ، نظم و قالبی تعریف شده داشته باشد .  همه ی این کهکشانهایی را که می بینید  با قانون  نظم  در  زاد و ولدند . و هیچکدام بدون اسکلت نمی باشند . خدا  قسمتی از جهان را روی وزن عروضی  ( مثل حرکت  ستارگان و سیاره ها  به دور خود و یا بدور  زوجهایشان ) و  قسمتی را روی وزن هجایی ( مثل تغییر  شکل کهکشان  به حالت  نیم دایره و لوبیایی و مثلّثی و قلّه ای  ... ) آفریده است و برایشان محدودیّت خاص و معقولی قائل شده است . اگر  طول حرکت یا لرزش همگانی یکی از کهکشانها از دیگران ، بیشتر  و  یا کمتر از حد و بدون حساب و کتاب باشد، قیامت می شود . من الآن قیامت در شعر نو و سپید و نثرواره ها را می بینم  که اگر چنین پیش برود  شعر  ویران خواهد شد . بنابراین  تولد « زلال » در این برهه ای از  زمان  را از روی حکمت میدانم .  هرچند که  زلال نویسی کار هر شاعر  نیست  ولی  هشدار و تکانی است بر نسل نو که قلیلی به خودشان آیند و زحمات گوهربار  اجدادمان را  به هدر  ندهند .  

 

میان کلام :

 

تذکرّ  قابل توجّه : معمولاً در زلال ، حرف به زبانی ساده و شفّاف گفته  شده و احساس بطور رک و روان ، بیان و منتقل می گردد .

به عبارتی ، « زلال »  معمولاً کم می گوید ولی مغز کلام را می گوید .   

سئوال  =  زلال به عبارت « فعلاتن فعلاتن فعلات » و امثال اینها چه می گوید؟!

حرف و حساب زلال چیست ؟!

زلال به ساختمانهای کلاسیکی با وزن یکسره چه می گوید؟!

جواب = زلال می گوید : ای ساختمانهای  با  قالب ساده  و با وزن پیوسته ! معماری منظّم  و  ساده و پیوسته ی شما  در من به سلِقه ی شما قابل تکرار نیست. اما  محترمید .  لذا با عنایت بر اینکه  پی و « فونداسیون » شما  بسیار  لازم و ضروری به من است ، شیوه در معماری را عوض می کنم   و نقشه و طرحش  را  امروزی و پیشرفته تر  می کنم و  جهش و شتابی  آهنگین بر  استخوان بندی  و  اسکلت های  منظّم می دهم .

سئوال = زلال به  ساختمانهای  نیمائی  و  سپید  و  آزاد  و  نثرواره های امروزی  و امثال اینها  چه می گوید ؟! و  با وجود اینها  قصد  زلال  از به میدان آمدن چیست ؟!

جواب  =  زلال  خطاب  به آنها می گوید : شما  قالب و تعریف ندارید و  در برخی موارذ ، خیلی نامنظّم پیش رفتید. آپارتمانهایی ساختید به بلندای  چهل طبقه  در بغل حیاطهای تک واحدی . نظم شهر  شعر را به هم ریختید !

آنقدر در دیوارکشی ، افراط و تفریط ، و در نظم  و آهنگها  بی تفاوت گشتید که  شعر هایی زیبا  تبدیل به  مقاله شدند.

می خواهم دیوارهای اضافه را ببُرم و به شهر  شعر ، یک ساماندهی خاصّی بدهم.

این قطار ی که بدون حساب و کتاب ، با این سرعت  می رود و  در پیچ های  پی در پی به زمین می خورد ، برازنده ی  مغز  پیشرفته ی امروزی  نیست. یک مقدار جلوی  نثرها را بگیرید ببینیم چه خبر است ؟!

شعر ایران اصول دارد .

زلال می گوید : من هرچه  آموخته ام از گذشته  و حال است . به همه ی اشعار احترام می گذارم و حتّی احترام به آینده نیز برایم  واجب است ، امّا روی اینکه تنوّع و تغییراتی را موجب شده ام ، پایبند و خوشحالم و بر  هیچ سلیقه ای هم  خرده نمی گیرم . خواهشمندم آنها هم احترام مرا نگهدارند .

 

انواع  زلال :

 

بطور کلّی « زلال » به چهار نوع  تقسیم  شده است  که عبارتند از :

الف- زلال عروضی قافیه دار

ب- زلال عروضی  بدون قافیه

ج- زلال آزاد

د- زلال پیوسته

در هر چهار نوع  فوق ، قانون کلّی زلال  مراعات می شود ،  لیکن با این تفاوت که :

در زلال عروضی  قافیه دار ، وزن  با  آهنگ موسیقیائی  روان عروضی  پیش می رود  و  از قافیه  نیز بطور  حساب شده  استفاده می شود . بدین ترتیب که  دو سطر اول و دو سطر آخر دارای قافیه و  بقیّه ی  سطرها یک در میان دارای قافیه می باشند .

در زلال عروضی بدون قافیه ، وزن با آهنگ موسیقییایی روان عروضی پیش می رود  اما  شاعر مقیّد به قافیه نیست ، می تواند اصلاً استفاده نکند و  یا در دو  سه  سطر ، بعنوان آرایه ی ادبی  جهت  زیبایی  به کار ببرد.

در  زلال  آزاد  ، از آهنگ  روان عروضی برای سطرها استفاده نمی شود و مسلماً ردیف و قافیه ای هم در کار نیست .

در  زلال پیوسته  ، دو یا چند زلال پشت سر هم  در یک  مضمون  نوشته  می شوند . به عبارتی ، اگر در یک موضوعی دو یا چند  زلال از  یک نوع  تعریف شده را  زیر هم قرار دهیم  به آن زلال پیوسته می گویند. در این هم تمام سطرهای قرینه و سطرهای مادر  با لنگه های  همترازشان   در یک وزن و آهنگ و یا در یک اندازه ی هجایی می باشند  و این خود  سه  نوع می باشد :

 

الف- زلال پیوسته ی  عروضی قافیه دار

ب- زلال پیوسته ی عروضی بدون قافیه

ج- زلال پیوسته ی آزاد

توجّه = هرگاه خواستید بدانید که شعری  زلال  است یا  نه ، ابتدا  به بندهای ششگانه ی قانون کلّی « زلال »  مراجعه فرمایید !

در ضمن ، یکسان بودن  وزن سطرهای مادر ، در زلال پیوسته  مهم  و ضروری می باشد .قابل توجّه است که سطرهای متقارن ، باید آهنگ موسیقیایی  این وزن را به هم نزدیک نمایند و با سطر مادر همراهی  در  ریتم  داشته باشند .

 

قانون کلّی « زلال » :

 

1-  سطر اول و آخر دارای حداکثر  پنج ضرباهنگ در وزن مثلّثی عروضی و یا  حداکثر  شش عدد هجا در وزن مثلّثی آزاد باشد.

 2- تعداد ضرباهنگ بین دو سطر ( تفاوت پلّه ای بین دو سطر همجوار از هم ) در  وزن مثلثی عروض ، فقط 2 عدد .

 و  تعداد هجا در وزن مثلثی آزاد حداکثر تا  شش  عدد  که با یک فاصله ی مساوی بطور پله ای نزول و صعود داشته باشد. ( مثال :یعنی  اگر  تعداد  ضرباهنگ سطر دوم  از تعداد ضرباهنگ سطر  اول ، دوتا  بیشتر باشد باید تعداد ضرباهنگ سطر سوم  هم از سطر دوم  ، دو تا بیشتر باشد . به همین ترتیب دو به دو  و پله ای صعود می کند تا سطر مادر و بعد به همان اندازه بطور متقارن و با فاصله ی یکسان کاهش می یابد . )

3- ریتم  موسیقیایی  از ابتدا تا آخر بطور  روان حفظ گردد.

4- تعداد سطرهای هر زلال ، از 5  کمتر  و از 11 بیشتر نباشد.

5- سطرها زیر هم نوشته شوند.

6- سطرهای متقارن ، از لحاظ طول وزن عروض یا تعداد هجا و

تعداد ضرباهنگ باهم مساوی باشند .

(توجه:تعداد ضرب بین سطرها در همه ی زلالهای عروضی فقط 2 است )

 

الف- زلال عروضی قافیه دار

 

در این نوع ، زلال سوار بر آهنگ و ریتم روان عروضی است .

قانون زلال عروضی قافیه دار:

1-  تعداد سطر هر زلال 5 الی 11

2-  طول وزن سطرهای اول و آخر حداکثر تا 5 ضرباهنگ

3-  تفاوت طول وزن بین دو سطر مساوی با 2 ضرباهنگ

4-  طول وزن یا آهنگ سطرهای متقارن باهم مساوی

5-  دو سطر اول و آخر  زلال هم قافیه و بقیّه ی سطور یک در میان دارای قافیه ( می تواند سطور اول و  آخر  در شعر قافیه داری که دارای ردیف هم هست، فقط ردیف بشود، مثل  زلال شماره ی 3 )

توجّه : ضرباهنگ های ناقص ( در هوا مانده ) به شمارش نمی آیند . به عبارتی ، ترتیب موسیقییائی در نیم هجای اضافه در برخی شعرها  که اتفاق می افتد ، رعایت می گردد ، امّا  به  نوشتار  نمی آید ، مثال :

ضرباهنگ مساوی با  سه و نیم ،  سه  نوشته می شود .

 

به نمونه های زیر توجّه فرمایید :

 

زلال شماره ی ( 1 )

 

به نام خدا

خداوند  شاه  و  گدا

عزیزی که جان مرا خلق کرد.

توکّل  دریـن  ابـتـدا

بدان مقتدا

 

بررسی شعر بالا :

ض = ضرباهنگ

( قبل از هرچیز  وزن و آهنگ سطر مادر  را بدست می آوریم  تا ببینیم  آیا  سطرهای متقارن  از لحاظ موسیقییائی از مادر تبعیّت کرده اند یا نه ؟!  و بدین ترتیب  شروع به شمارش تعداد ضرباهنگ  در  ریتم به تبعیّت از مادر می کنیم . )

 

2- به نام خدا = 4 ض

1- خداوند  شاه  و  گدا = 6 ض

+- عزیزی که جان مرا خلق کرد. = 8 ض

1- توکّل  دریـن  ابـتـدا = 6 ض

2- بدان مقتدا = 4 ض

 

نوع ساختار نظم شعر : عروضی

فرم ضرباهنگ = ( 4-6-8-6-4 )

تعداد ضرباهنگ بین سطرها = 2

تعداد کل سطرها = 5

 

+= سطر مادر =

عزیزی که جان مرا خلق کرد.

دارای 8 ضرباهنگ

فعولُن فعولُن فعولُن فَــعُــل

 

1و1= سطرهای قرینه =

 خداوند  شاه  و  گدا

توکّل  دریـن  ابـتـدا

هرکدام دارای 6 ضرباهنگ با وزن موسیقیایی برابر

فعولُن فعولُن فَــعُــل

 

2و2= سطرهای قرینه =

به نام خدا

بدان مقتدا

هر کدام دارای 4 ضرباهنگ با وزن موسیقیایی برابر

فعولُن فَــعُــل

 

/ 0 نظر / 21 بازدید